شهید شیرعلی سلطانی
تاریخ شهادت:
۲۹ اسفند ۱۳۶۰
زندگینامه
شهید سلطانی در محله کوشک قوام در خانوادهای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود.
وی تحصیلات خود را تا سال ششم ابتدایی ادامه داد، اما بر حسب علاقه به تحصیل در موضوعات مذهبی به حوزه روی آورد و مقاطعی از تحصیل را با موفقیت پشت سر گذاشت.
این شهید بزرگوار در ایام شکوهمند انقلاب اسلامی و همزمان با اوجگیری مبارزات امت اسلامی علیه حکومت ستمشاهی در بسیاری از فعالیتهای سیاسی و انقلابی شرکت کرد و در این مسیر بارها از سوی مقامات امنیتی رژیم مورد بازخواست قرار گرفت اما این شیر مرد عرصه قیام ، استوارتر از آن بود که با یاوههای مشتی خود فروخته از ادامه حرکت بازبماند.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به جرگه سبزپوشان سپاه پیوست و چندین بار در جبهه حضور یافت شهید سلطانی در ایام جوانی دل سرودههای خود را که از زلال روحی آرام و ملکوتی سرچشمه
می گرفت با صدای دلنشین و خوشآوای خویش در هم آمیخته و مجالس و محافل مذهبی و شامگاهان مغموم جبهه را با طنین آسمانی خود شور و حالی خاص میبخشید.
هنوز آوازهای زخمی او از گوشه گوشه جبهه به گوش میرسد…
آن اسوهی تقوا و ایمان در قبر کوچکی که در کتابخانه مسجد المهدی (عج) برای خویش حفر کرده بود ، شبان تیره دنیا با عطر نافلههای خویش در آمیخت و آنگاه که با تنی بی سر به دیداردوست شتافت ، زمین و زمان را شرمنده این کلام آتشین خود نموده است که:
«من شرم میکنم روز قیامت در پیشگاه اربابم امام حسین (ع) سر در بدن داشته باشم »
روح ملکوتی وی سرانجام در آستانه بهار هزار سیصد و شست و یک در آسمان بیکران شوش به پرواز در آمد و در جوار قدیسان عالم ملکوت آرام گرفت.


دیدگاهتان را بنویسید